باران نفس مامان و باباشباران نفس مامان و باباش، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 23 روز سن داره

نخودی من و باباش

شکستن پا و رفتن به شوشتر

دوشنبه 18 خرداد بابا حمید بهمراه عمو حامد رفتن لوشان دنبال کارهای ماشین هنوز بدنمون کوفته بود و تو هم لنگ لنگان راه میرفتی. تمام بستن از فشار انگشتای دستم که تو رو محکم تو بغلم فشار داده بودم کبود بود ساعت 7/5 عصر بابا حمید برگشت و قرار شد ما فداش بریم پزشکی قانونی داشتی رو فرش دور بابا میچرخیدی که یهو از رو پا بابا رد شدی و نشستی رو زمین بشدت گریه کردن داشتم با مامان جون حرف میزدم فوری بغلت کردم پاهاتو ماساژ دادن ساق پاتو نشوند میدادی   20 دقیقه ای به همین منوال گذشت دیدیم دردت عادی نیست گریه ت ادامه دار حدود 8/5 بود سریع بردیم درمانگاه سرکوچه خدا روشکر دکتر ارتوپدی بود تا پاتو دید گفت عکس بگیرید دیدم داشت...
18 تير 1394

معجزه و لطف خدا در حق ما

سلام با سپاس و شکر خداوند یزدان را که لطفش را شامل حال ما کرد و به ما زندگی دوباره ای بخشید خدایی هزاران هزار بار شکارم به درگاهت چهارشنبه 13 خرداد راهی سفر شمال شدیم که سفری که.....  ساعت 4 صبح با عمو رضا و خاله مژده و دوست عمو رضا به سمت داماش حرکت کردیم صبحانه رو در باغ های قزوین خوردیم و دوباره حرکت کردیم متاسفانه در نزدیکی لوشان نزدیک منجیل بر اثر بی احتیاطی یه خودرو مگان بهش برخورد کردیم و پس از واژگونی از پل پرت شدیم پایین با اینکه منو شما کمربند نداشتنم به طرز معجزه آسایی هر سه سالم موندیم فقط چند جراحت سطحی و کوفتگی داشتیم ولی شما تا چند ساعت شوکه بودی و تمام مدتی که بیمارستان بودیم نه حرف زدی نه گریه کردی نه راه رف...
15 خرداد 1394

سفر شمال اردیبهشت 94

  سلام دختر عزیز مامان اومدم خاطره سفرمون به شمال برات بنویسم منو بابا حمید عاشق شمال رفتن تو اردیبهشت و مهرماه هستیم هوا عالیه همیشه اینسری با خاله رضوان اینا هماهنگ کردیم بریم چهارشنبه 9 اردیبهشت. از جاده چالوس حرکت کردیم هوا سرد بود هنوز ظهر رسیدیم نوشهر بعد از ناهار و استراحت رفتیم لب دریا باد سردی میومد چون کلاه نداشتی شلوارتو گذاشتم رو سرت با ارنیکا کلی بازی کردی ولی چون میترسیدیم سرما بخورین زود برگشتیم ویلا فرداش هم رفتیم جنگل سیسنگان که خیلی خوش گذشت تو و ارنیکا کلی حال میکردین ولی گاهی هم به تیپ هم میزدین عصر هم رفتیم لب ساحل با اینکه هوا سرد بود ولی اجازه دادم لب ساحل آب بازی کنی جمعه ه...
12 ارديبهشت 1394

باران به روایت تصویر _ سری اول فروردین 94

ب یه روز خوب در طبیعت زیبای مسجدسلیمان محل بازی بچگی های مامان پله های خونه مامان بزرگ سیزده بدر _تهران جشن روز مادر _ کیدزلند شهرک باران و دوستش دنیا که تو خیابون با هم آشنا شدن اران فرشته زییای من آرامش پدر و دختر در آغوش هم ...
20 فروردين 1394
1